امام زمان خواهی در قالب سکولار . آزاد مستوفی
امام زمان خواهی در قالب سکولار
آزاد مستوفی
در تاریخ ٢٦-٧-٢٠٢٥ در یکی از نشستهای سیاسی در مونیخ، فردی اعلام کرد: “من دین ندارم، اما کعبهام رضا پهلوی است” و در مقابل او سجده کرد کە با تشویق رضا پهلوی و حضار مواجە شد. این صحنه بهظاهر حاشیهای، نشانگر ذهنیتی است که نهتنها در ساختار قدرت در رژیم ایران بلکه در میان سلطنت طلبها نیز جاری است. بازتولید فردپرستی و امید به ناجی، ناجی ای کە خود امید بە دخالت خارجی برای بازگشت بە قصرهای سعدآباد را دارد، نشانی از استیصال فکری، اجتماعی و فرهنگ سیاسی این گروه سیرک مدار دارد.
سلطنت طلبها در دنیای مدرن امروزی ثابت کردند که چگونه “امامزمانخواهی” و توحش فکری برخاسته از دین دولتی و تشیع سیاسی، در قالبهای سکولار نیز در جهان امروزیبازتولید میشود. بدون شک در جامعهای که فرهنگ دینی شیعی و تجربه استبداد تاریخی در هم تنیده شدهاند، حتی حرکتهای اپوزیسیونی با ادعای دموکراسیخواهی، بهدلیل نهادگریزی و ذهنیت کاریزماتیک، در معرض بازتولید الگوهای سلطه و فردپرستی قرار دارند.در بسیاری از جوامع در حال گذار، از جمله ایران، رابطه مردم با مفهوم «رهبری» به شکلی پیچیده و گاه پاتولوژیک شکل گرفته است. پدیده فردپرستی در ایران نه صرفاً به عنوان یک ترجیح فرهنگی یا ارادت شخصی بلکه بهمثابه الگویی نظاممند از وابستگی روانی و سیاسی به یک «فرد منجی» قابل بررسی است. فردی کە در نشست سیاسی مونیخ اعلام کرد “من دین ندارم اما کعبهام رضا پهلوی است” و در برابر او سجده کرد؛ رفتاری یادآور الگوهای شبهمذهبی در سیاست شیعی است. پذیرش و حتی تبلیغ چنین رفتارهایی از سوی جریانهای سیاسی هوادار سلطنت و پخش آن توسط رسانەی ایران اینترناشنال، نه تنها نشانی از استمرار ذهنیت سلطهپذیر است بلکه نوعی واپسگرایی سیاسی و گریز از نهادینهسازی عقلانیت دموکراتیک را نیز بازتاب میدهد.
بررسی پدیده فردپرستی در ایران صرفاً یک واکاوی نظری یا انتقادی نیست بلکه واکنشی به یک بیماری مزمن در ساختارهای فکری و رفتاری جامعه ایرانی است. از منظر جامعهشناسی سیاسی، تداوم ساختارهای استبدادی تنها وابسته به حاکمان نیست بلکه در بازتولید مداوم آن در فرهنگ مردم نیز ریشه دارد (بشیریه ۱۳۹۱). فرهنگ سیاسی ایران در سدههای اخیر با شاخصهایی چون شخصمحوری، کاریزماگرایی، و اسطورهسازی از رهبران پیوند خورده است (فکوهی ۱۳۹۷). در چنین زمینهای، رشد جنبشهای دموکراسیخواهانه نیازمند نقد ریشهای همین ذهنیتهاست. پذیرش بیچونوچرای چهرههایی مانند رضا پهلوی، بدون نقد گذشته و بدون در نظر گرفتن اصول دموکراتیک، گواهی است بر بازتولید ذهنیتی که با آزادیخواهی تعارض دارد و مانعی برای توسعه دموکراسی و آزادیخواهی در ایران است.
دموکراسی واقعی، بر پایه خرد جمعی، نهادهای مستقل و انتقادپذیری بنا میشود. اما ذهنیت شیعیِ اماممحور، در صورتی که مورد نقد و بازاندیشی قرار نگیرد، حتی در قالبهای سکولار نیز بازتولید میشود. فردپرستی، چه در لباس دین و چه در جامه اپوزیسیون، سمی مهلک برای جمهوریت و آزادی است. راه برونرفت، از تقدسزدایی، تقویت نهادهای مدنی و تربیت سیاسیای میگذرد که مردم را به جای سجده، به مشارکت دعوت کند.
منجی مستعد استبداد
ماکس وبر در تقسیمبندی انواع مشروعیت به سه گونهٔ سنتی، قانونی – عقلانی و فرهمندانه (کاریزماتیک) اشاره میکند. در این میان، سلطه کاریزماتیک زمانی شکل میگیرد که فردی به دلیل ویژگیهای خارقالعادهاش در نظر پیروان، مورد پرستش قرار میگیرد و اطاعت از او نه از سر قانون، بلکه به دلیل باور به توانمندی ویژهاش انجام میشود. این نوع سلطه به شدت احساسی، ناپایدار و مستعد تبدیل به استبداد است (Weber, 1978).
در جامعه ایران، در طول تاریخ معاصر، نمونههایی از فرهمندی در رهبران مذهبی یا سیاسی دیده شده است که ریشه در الگوی فرهنگی تبعیت از منجی دارد. “رضا پهلوی” در این چهارچوب، به عنوان بازنمایی فرهمندی پساانقلابی شناخته میشود که نزد برخی اقشار، جایگزین رهبری دینی شده است.برخی مکاتب جامعهشناسی دین، همچون تحلیلهای پیتر برگر و برایان ویلسون، تأکید دارند که در جوامع در حال گذار یا بحرانی، گرایش به الگوهای دینی شخصمحور و ظهور فرقهگرایی افزایش مییابد(Berger, 1990). در ایران، باور به امام زمان و انتظار ظهور، بستری مناسب برای رشد منجیهای مدرن با پشتیبانی رسانەهای دست نشاندە فراهم آورده است. این وضعیت با فروپاشی مشروعیت نهادهای رسمی، امکان انتقال این الگوی تبعیت به اشخاصی فرصت طلب چون رضا پهلوی را نیز مهیا میسازد.تحلیلهای روانشناختی سیاسی نشان میدهند که در وضعیتهای بحران، ناامنی و فروپاشی ساختارهای جمعی، تودهها در جوامع توسعە نیافتەی فکری و سیاسی به سمت پذیرش اقتدارگرایانهٔ یک رهبر کشیده میشوند. فرد پرستی کە نوعی بازتولید سلطە و انفعال در ذهن تودەها است از جانب مردمی صورت میگیرد کە تحقیرشدەاند و زندگی بحران زدەای دارند و با تمسک بی چون و چرا بە “رهبر” در پی آنند کاستی های خود را بپوشانند و غروری کاذب برای خود هرچند موقت برای خود بخرند.
منابع:
-شریعتی، علی. تشیع علوی و تشیع صفوی. تهران: انتشارات حسینیه ارشاد، ۱۳۵۰.
-کاتوزیان، محمدعلی. ایرانیان: جامعه کوتاهمدت. تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰.
-تاجیک، محمدرضا. فرهنگ سیاسی ایرانیان. تهران: نگاه معاصر، ۱۳۸۶.
-بشیریه، حسین. توسعه سیاسی و نظریههای آن. تهران: نشر نی، ۱۳۹۱.
-فکوهی، ناصر. فرهنگ و قدرت: درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران. تهران: نشر آشیان، ۱۳۹۷.
Berger, Peter L. The Sacred Canopy: Elements of a Sociological Theory of Religion. New York: Anchor Books, 1990.
Fromm, Erich. Escape from Freedom. New York: Farrar & Rinehart, 1941.
Weber, Max. Economy and Society: An Outline of Interpretive Sociology. Edited by Guenther Roth and Claus Wittich. Berkeley: University of California Press, 1978.
• Weber, Max. Economy and Society. University of California Press, 1978.
Foucault, Michel. Discipline and Punish: The Birth of the Prison. New York: Pantheon Books, 1977.
Weber, Max. Economy and Society: An Outline of Interpretive Sociology. Edited by Guenther Roth and Claus Wittich. Berkeley: University of California Press, 1978.