
(پاسخی کوتاه به آقای اسد گلچینی). کمال حسنپور
آقای گلچینی در مقالهی تحت عنوان "خالد عزیزی در ادامه راهی که قاسملو به سرانجام نرساند" سعی کردهاند که با انتقاد از شهید فقید دکتر قاسملو، خالد عزیزی، حزب دمکرات کردستان و سایر احزاب سیاسی کرد و همچنین اشخاص، تشکلهای گوناگون مدنی و
حقوق بشری در داخل کشور و به عبارتی دیگر اکثریت قریب به اتفاق ملت کرد در کردستان ایران چنین وانمود کنند که تمام آنها به بیراهه رفتهاند زیرا که دنباله رو ایدئولوژی کمونیستی آنهم از نوعی که ایشان بدان معتقدند نیستند.
واقعا جای خوشحالیست و میبایست از آقای گلچینی تشکر کرد زیرا ایشان با زبان بی زبانی اعتراف کردهاند که رهبران کرد و ملت کرد شیفته سراب نیستند. مگر میشود جامعه مورد نظر آقای گلچینی چیزی به جز سراب باشد؟ از زمان پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه و بعد از آن در خیلی جاهای دیگر افراد معدودی که خود را پیشرو و نخبه جامعه خود دانسته و به انحاء مختلف (گاه به وسیله کودتا و گاه به وسیله انقلاب) قدرت را در دست گرفته و اقدام به ایجاد جامعهای کردهاند که به نظر آنان توسط مارکس و انگلس تئوریزه شده است ولی نتیجه کار در تمام این جوامع دیکتاتوری عیان، فقر و فلاکت، عقب ماندگی و مرگ میلیونها انسان بیگناه بوده است. جالب اینجاست که در تمام این موارد آن عده معدود که قدرت را در دست گرفتهاند خود به قشری جدید تبدیل گشته و خلق و خوی همان سرمایهدارانی را گرفتهاند که به زعم خود ملت را از شر آنان نجات داد بودند.
تردیدی نیست اگر آشپزی بارها سعی در پختن غذایی با استفاده از یک دستور آشپزی کرده باشد و هر بار غذای مورد نظر بدمزه و غیر قابل خوردن از آب درآید میبایست به آن دستور غذا شک کرد. ملت کرد به خوبی دریافته است که نسخهای که امثال آقای گلچینی برایشان میپیچند به جز استبداد و عقب ماندگی و فلاکت چیزی به دنبال نخواهد داشت.
آقای گلچینی ادعا میکنند که جنبش کردایتی در واقع جنبش سرمایهداران کرد است بدون اینکه برای اثبات ادعای خود کوچکترین سندی ارائه دهند. واقعا اگر چنین است پس چرا در درون این جنبش آزادیبخش نماینده هر نوع قشر و طبقهای را میتوان یافت؟ ایشان احتمالا در جواب این سوال ادعا میکنند که طبقه کارگر در کردستان توسط جنبش کردایتی مسموم شده است، همچنانکه این ادعا را در مورد جوانان و زنان نیز مطرح نمودهاند. حال سوال اینجاست که این چه سمی است که چندین دهه است که بهترین فرزندان این ملت را، از هر قشر و طبقه، برای رسیدن به حقوق حقه خود بسیج میکند؟ مگر نه اینست که هر سمی موجب خمودگی و بی ارادهگی شده و در بسیاری موارد به مرگ منتهی میشود. پس چگونه است که جنبش کردایتی موجب استقامت، پایداری و بقای ملت کرد شده است؟
در واقع جنبش کردایتی نه سم بلکه سرچشمه زلالی است که موجب ورود میلونها نفر از فرزندان ملت کرد به میدان مبارزه حق طلبانه شده و علیرغم دسیسههای گوناگون و صرف میلیاردها تومان سرمایه از جانب دشمنان رنگارنگ این ملت هر روز این جنبش سرزنده تر و شادابتر و پر رهروتر میشود.
کردها میدانند که همه اقشار و طبقات و تمام آحاد این ملت با هر نوع باور سیاسی باید دست بدست هم داده برای رسیدن به حقوق حقه خود مبارزه کنند.
ملت کرد نیک میداند که هدف نهایی این مبارزه ایجاد سیستمی دیکتاتوری، تحت هر نامی که باشد، نیست. بلکه هدف ما ایجاد جامعهای آزاد و دمکراتیک که در آن هم شما آقای گلچینی حق فعالیت و ابراز عقاید خود را داشته باشید و هم آن فرد مذهبی که معتقد است باور دینی او مایه رستگاری او خواهد بود. در جامعه مورد نظر ما، تمام افراد از آزادی و مسئولیت مساوی برخوردار خواهند شد. از خلاقیت همه استفاده شده و به همه بطور یکسان امکان شکوفایی توانمندیهای خود داده خواهد شد و هیچ کس بخاطر ایدئولوژی، آیین، جنسیت و نژاد مورد تبعیض قرار نخواهد گرفت.
کمال حسنپور
هفتم بهمن 1388
برابر با 27 ژانویه 2010
لینک مقاله آقای گلچینی:
http://www.giareng.com//modules.php?name=News&file=article&sid=3194