ئارشیوی ڕۆژنامەی کوردستان

مسئله ی ناسیونالیسم و اسیمیلاسیون،استخدام معلم ازطرف آموزش وپرورش

dr.jpgباز هم بخشنامه ای، ازجانب وزارت آموزش و پرورش، این بار علنی و نه محرمانه! برای استخدام معلم صادر شد. مطمئنا این بخشنامه به آن گفته های “نغز” سران رژیم

می پیوندد و در تاریخ ملتها خواهد ماند.
برای آگاهی بیشتر اشاره به بخشی ازجملات منحصر بفرد سران رژیم جمهوری اسلامی، خالی از فایده نیست. “اقتصاد مال خر است”. آیت الله خمینی.“ایستادگی ملت ایران دربرابر تحریم ها، ازنتایج روزه داری است”. آیت الله مصباح یزدی.“دانشگاه رفتن خانمها ازبدبختی هاست”.آیت الله جنتی. “ایران امن ترین کشور جهان است”. آیت الله احمد علم الهدا امام جمعه مشهد و نماینده ولی فقیه.
من بارها گفته و نوشته ام که تمامیت خواهان با داشتن یک حکومت مقتدر مرکزی، در نظر دارند که همه ملیتهای ساکن سرزمین تحت کنترل یک پارچه باشند. با وصف اینکه می دانند کشور، از ملیتهای گوناگون بافرهنگ وزبان وآئین متفاوت تشکیل شده، اما اتاترک و رضاخان وار درنظر دارند و می خواهند مثلا مردمان ملیت های ایران، هرچه ملت حاکم و دررأس آن، دیکتاتوران دیکته می کنند بپذیرند. یعنی ناسیونالیسم کور و بر تری طلبی، این ها را از مسیر دمکراتیک منحرف کرده است. اینها بطور کلی ازیاد برده اند که مردمان ما اکنون فرق فاحش دارند، مثلا با صد سال قبل. آنان دردنیای امروز، مانند پدران خویش نمی اندیشند که پای دیوارسینه به آفتاب بنشینند و ادعا کنند، “خدا همین را به من داده وباید با آن بسازم”، بلکه در اثر ارتباطات باجهان متمدن و آگاهی کامل از حقوق مساوی بادیگر ملیتها تا حدودی آگاه تر شده اند وحق انسانی خودرا می خواهند. دیگر زمان برتری طلبی و ناسیونالیسم سپری شده است. بهمین دلیل تا پای جان برای رسیدن به این حقوق مساوی و علیه تسلط بر دیگر ملیتها و بر ضد آقا و نوکری مبارزه می کنند.
درهمه سیستمهای دیکتاتوری کم و بیش این ناسیونالیسم برتری طلب وجنگ افروز وجودداشته و دارد. در آنجا که برتری طلبان درقدرت، اکثریت داشته باشند، در گذشته توانسته اند دیکتاتوران را بسمت خود بیشتر بکشانند و اعلامیه های محرمانه و حتا علنی در کلیه ادارات صادر و پخش کنند ووو. مانند این بیانیه استخدام وزارت آموزش وپرورش که درآن ضدیت شدید با ملیتهای ایران را نشان می دهد. در اینجا باید گفته شود، دیکتاتوری مذهبی کنونی حاکم بر ایران بمراتب بد تر ازمستبدان پیشین است. در واقع اکثرمردمان ملیتهای خاورمیانه و ازجمله مردمان ملیتهای ایران، به سیستم دیکتاتوری عادت کرده اند و تا آن زمان که نا آگاهی بر اکثر مردمان جامعه حاکم باشد ترک این عادت مضر، تقریبا ناممکن است.
انسان می فهمد، هنگام استخدام، برای هر اداره ای در تمام جهان، باید متقاضیان سالم باشند، یعنی مغز آنهاسالم و برنحوه کار، تبحر وتسلط داشته باشند درانجام برخی کارها، مانند پشت میز نشینی، جسم زیاد مهم نیست مثلا فلج بودن جسمی و غیره. بویژه در کارهای دولتی، بستگی دارد که سن از حدی بالا تر نباشد. این نکات قابل فهم است و بنا به مقررات باید عمل کرد، اما از اینکه لهجه کسی غلیظ باشد یانباشد، به هیچ وجه قابل قبول نیست و ما انسانهای دمکرات، محکوم می کنیم هر نوعی از ناسیونالیسم برتری طلب را. این، اگر عملی شود، ریشه در پاکسازی وناسیونالیستی کور دارد. بویژه درآنجائی که ازجانب آموزش و پرورش ملیت هارا نام می برد. اولا؛ قابل فهم تر می بود اگر مثلا می نوشتند، برای ادبیات فارسی، باید معلمان بدون لهجه باشند، این مطلب لایق درک بود، بقیه دلایل نه! دوما؛ مامی دانیم اکثربهترین ریاضی دانان متبحر، بیولوژها وفیزیک وشیمی دانان وتاریخ دانان درمیان همان افرادبا لهجه غلیظ یعنی متعلق به ملیتهای ساکن ایران یافت می شوند. این اخطاری است، برای آن تعداد از منتقدین و کامنت منفی نویس ها درپای مقاله اسیمیلاسیون من در ایران گلوبال. من ازاین عزیزان، تمنا می کنم، بامعیار دمکراتیک، مسئله رابسنجند. یعنی آنچه که برای خود خوب می دانند، به دیگری هم روا بدارند.
اینهاهمه بجای خود،آنطورکه من درمطالب انتقادی متوجه شدم، اگراین آخوندهای حاکم، باوصف گرایش زیاد به عرب بودن و میدان دادن، به ناسیونالیست های کور، برتری طلب، ناسیونالیست نیستند، چرا نامی “از اصفهانیها، مشهدیها وتهرانیها” با لهجه زیاد غلیط نبرده اند؟! شیوه برخورد آن کامنت منفی نویسهای عزیز، از دوحالت خارج نیست. یا واقعا ناسیونالیست برتری طلب اند، که هیچ کارش را نمی شود کرد وفقط باید یادآور شد که ما اکنون درقرن بیست ویکمیم و باید به الف-بای دمکراسی گردن نهیم. یا دسته دوم؛ از فرزندان ساواکیهای زمان شاه هستند که تربیت فرصت طلبانه ومحافظه کارانه دارند که یک شبه ریش گداشتند و باسکه داغ برپیشانی خود مهر زدند که نشانه ی نماز خوانی آن ها درطول عمر باشد. این افراد از نظر سیاسی، خیلی محافظه کار و اتوماتیک ناسیونالیست کور اند، که من آرزو نمی کنم حتا یکنفر از کامنت نویسها از این نوع آدم های فرصت طلب باشند. همین وزارت آموزش وپرورش درزمان شاه به ندرت جرأت می کرد بخشنامه های محرمانه ای به ادارات خودبنویسد و باصراحت ازمعلمان بومی بخواهد که بپرسش شفاهی محصل که اگربزبان مادری پرسید، به زبان بومی پاسخ ندهند. نقل به معنی، این بخش نامه محرمانه راچندسال پیش همین وزارت آموزش و پرورش نوشته بود که بخارج درز کرد و در همان وقت من مقاله در نقد آن نوشتم و در روزنامه ها منتشر گردید. بهر حال من می فهمم که اکثرمردمان عادی وغیر فعال سیاسی، آرزو می کنند رژیم پیشین برگردد، زیرا بد را بر بدتر ترجیح می دهند. حد اقل لهجه غلیظ معیاری برای استخدام درآن سیستم نبود. یک مطلب مهم را باید به عزیزان گرایش به سیستمهای گذشته ورژیم حال بگویم. مادیگر بهیچ وجه نمی توانیم، چرخ تاریخ رابعقب برگردانیم وباید پروسه یا روند دمکراسی به پیش برود. دیگر زمان “مشتی آهنین” گذشته است. من هرگزیادم نمی رود که یک پسرخاله باتجربه داشتم که تکیه کلام اش این بود؛ “ما، نیاز به یک رضا شاه داریم که سران مملکت رشوه خوار و دزد را آدم کند”. رضا شاه با زور و مشت کار می کرد و مخالفین را بدون دادگاهی کردن، می کشت یابه زندان می انداخت.(گویا مسئله ما تابع ظلمیم) از زمان این دیکتاتور رایج شده است. اما پسر اش چون اروپا دیده بود و تا حدودی با قوانین و نظم اروپائیان از طریق آن کشوری که چندین سال از عمر جوانیش (زیر 21 سال) را در آنجا گذرانده بود، دیکتاتور نرمتری از پدرش بنظرمی رسید. مرحوم محمد رضاشاه می شود گفت دیکتاتوری مدرن بود. او قوانین اروپارا به سبک آسیائی ها بکار می گرفت. بدین ترتیب دادگاه نظامی گوش بفرمانی برای مخالفین خود تشکیل می داد و در چنین دادگاهی، حتا اجازه می داد که “مجرم” وکیل مدافع داشته باشد. اگر انقلاب نمی شد وپسر بجای پدرمی نشست، بدون شک دیکتاتور بمراتب نرمتری از پدربزرگش وپدرش می شد. بنابراین تا زمانیکه اکثر مردمان ملیتهای ایران از نظر سیاسی واجتماعی آگاهی کامل بدست نیآورند ودروغ مصلحت آمیز(تقیه) که تحفه ی اسلام شیعه است ریشه کن نشود، دربرهمان پایه زنگ زده خودمی چرخد. زمانی که انسانهاروی آزادی را می بینند که اکثرا به حقوق خویش آگاه شوند. آن زمان است که ناسیونالیستهای برتری طلب و جنگ افروز اجبارا به دمکراسی تن بدهند وقبول کنند که به حقوق دیگر ملیتها باید مانند حق خود احترام گذاشت و این حقوق را آگانه برسمیت بشناسند.
دکتر گلمرادمرادی
This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.